العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

9

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

آرى . امام متوجه شمر شد و فرمود : يا بن راعية المعزى ! انت اولى بها صليا يعنى اى پسر چوپان بزچران ! تو به آتش افروختهء دوزخ سزاوارترى . مسلم بن عوسجه تصميم گرفت تيرى به طرف شمر پرتاب نمايد . ولى امام حسين اجازه نداد . مسلم بن عوسجه گفت بگذار تا او را تير بزنم ، زيرا اين شخص فاسق از بزرگترين افراد ستمكيشان است و خداى توانا كشتن او را براى ما آسان نموده است : امام عليه السلام فرمود : من دوست ندارم در قتال بر آنان سبقت بگيرم . محمّد بن ابو طالب ميگويد : اصحاب ابن سعد سوار شدند . از طرفى هم اسب امام حسين را نزد آن بزرگوار آوردند . آن حضرت سوار شد و با چند نفر از ياران خود متوجه لشكر ابن سعد شد و برير بن خضير در مقابل آن حضرت قرار داشت امام عليه السلام به برير فرمود : با اين گروه مكالمه كن . برير جلو آمد و گفت : اى گروه ! از خدا بترسيد زيرا يادگار و عترت حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در ميان شما است . اينان ذريه و عترت و دختران و حرم آن حضرت ميباشند . هر منظورى داريد بگوئيد ، شما در نظر داريد كه با آل پيغمبر چه عملى انجام دهيد ؟ گفتند : منظور ما اين است كه ايشان را تسليم ابن زياد كنيم تا هر نظريه‌اى كه دارد در بارهء ايشان بدهد . برير گفت : آيا قبول نمىكنيد ايشان باز گردند به همان مكانى كه از آنجا آمده‌اند . اى اهل كوفه واى بر شما ! آيا آن همه نامه و تعهدهائى كه فرستاديد و خدا را بر آنها شاهد گرفتيد فراموش كرديد ؟ واى بر شما ! شما اهل بيت پيامبر خود را دعوت كرديد و گمان نموديد جان‌هاى خود را فداى آنان خواهيد كرد و اكنون كه نزد شما آمده‌اند ميخواهيد ايشان را تسليم ابن زياد كنيد ! و آنان را از آب فرات محروم نمائيد . پس از پيغمبر خدا چقدر با ذريهء او بد رفتارى كرديد . شما را چه شده ؟ خدا روز قيامت